السيد محمد حسين الطهراني
365
معاد شناسى (فارسى)
البتّه نه تنها بر شفاعت بلكه بر بسيارى از خصوصيّات تفصيليّه مسائل معاد نداريم ، به علّت اينكه براهين عقليّه چون نمىتواند مقدّمات متوسّطهء در انتاج مسائل معاديّه به طور تفصيل قرار گيرد ، فلهذا بدست آوردن نتايج عقليّه از برهان ، در اين گونه مسائل ميسور نيست ، و بر اين مطلب بو على سينا در « شفا » تصريح كرده است . ليكن ادلّهء عقليّه براى انتاج كمالات مثاليّه و عقليّهء انسان در مسير سعادت و شقاوت بعد از مفارقت نفس او از بدن ، از جهت حصول و پيدايش تجرّد مثالى و تجرّد عقلى ، وافى و كافى است ؛ چون تجرّد مثالى و عقلى از مسائل مبرهنه در حكمت متعاليه است . و بر اين اساس مىتوانيم بر شفاعت ارباب ذنوب و گناهان دليل عقلى اقامه كنيم . دليل عقلى بر شفاعت نفوس كامله از نفوس ضعيفه دليل عقلى بر شفاعت نفوس كامله از نفوس ضعيفه در قيامت بيان اين مطلب آن است كه انسان در ابتداى امر خود ، قبل از اينكه به مرحلهء فعليّت برسد ، از هر فعلى كه به جاى مىآورد ، يك هيئت نفسانى و يك حال از احوال سعادت و يا شقاوت در نفس او حاصل مىگردد ؛ و مراد از سعادت آن فعلى است كه براى او از جهت اينكه انسان است خير است ، و مراد از شقاوت ، به عكس اين مطلب است ، يعنى فعلى كه از جهت انسانيّت او براى او شرّ است و ضرر . و به جاى آوردن و تكرّر افعال خير و شرّ ، در نفس ايجاد ملكهء راسخه مىكند ، و از آن ملكهء راسخه صورت سعيده و يا شقيّهء نفسيّه براى انسان بدست مىآيد ، به